X
تبلیغات
رایتل
دیروز یه جایی خوندم ( عاشق اگر رنگی از معشوق نگیرد در عشق خود صادق نیست )
راستی چرا هر وقت صحبت از عاشق و معشوق می شه عاشق رو مذکر و معشوق رو مونث می بینیم؟
اگر در واقعیت هم ( ابراز)عشق یکطرفه باشه اصلاً می شه اسمش رو عشق گذاشت؟
یعنی فقط عاشق باید عشق رو ابراز کنه و معشوق می تونه با دست پس بکشه و با پا پیش؟
اونوقت شاید رنگی که عاشق از معشوقش میگیره خاکستری باشه یعنی اونی نباشه که انتظارش رو داره
به نظر من بهتره بگیم عاشق و معشوق اگر رنگی از هم تو عشقشون نگیرند تو عشق هم صادق نیستند.

پ.ن : اعصابم از دست این دختره جانگهوا تو امپراطور دریا خورده ، یه کاره بعد از مدتها
میاد دیدن پسره ، آه و ناله که چی ؟! عشقم رو از دلت بیرون کن ؟! جالبه واسه خودش دلیل
میاره که نمی خواد اون اذیت بشه و ...
آقا فیلمشونه باور نکنید حالا هستیم و می بینیم اگه این دو تا آخرش به هم نرسیدن حالا هی مارو دق بدن!
( یاد یکی از دوستام افتادم لحن صحبتش عین همین نوشته بود D-: ... )

پ.ن1 : و سرانجام ابنجانب موفق به پیداکردن آهنگ ( هوای گریه ) همایون شجریان شدم !
نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هر آنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
ز من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من.